عزت الله مولايى نيا همدانى
407
نسخ در قرآن ( فارسى )
مورد « ما » شرطيّه ، ظرفيه هم دلالت بر وقوع جزاء هنگام وقوع شرط مىنمايد . و آن يك واقعيت خارجى و قضيّه حقيقيّه است كه خبر از وقوع حتمى آن مىدهد ، چرا كه تعليل ذيل آيهها آن را نشان مىدهد . تفسير « آيه » در هر دو مورد ، به حكمى از احكام تورات ، مانند : حكم قبله و عيد در روز شنبه براى يهوديان ، نيز قطعا ناصحيح است ، چرا كه دليل صحيحى بر آن وجود ندارد . و هيچ عربى لبيب چنين معنايى را از واژهء « آيه » بدون قرينه نمىفهمد ، بلكه عربى لبيب همان معناى قرآنى را از آن درك « 1 » مىنمايد . صاحب اين نظريه با تفسير كردن واژهء « آيه » در قرآن ، به حكمى از احكام تورات و انجيل و محدود كردن « نسخ » در احكام كتب آسمانى پيشين ، مدعى شده كه در قرآن هيچ آيهاى ناسخ و يا منسوخ وجود ندارد ، بلكه پديدهء « نسخ » در سنت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - رخ نموده است ، سپس قرآن كريم آن جريانها را حكايت مىنمايد ، بنابراين ، در آيات قرآن ، ناسخ و منسوخى نيست ، بلكه حكايتگر از آن پديده وجود دارد ، در حقيقت آيات « ناسخ و منسوخ » خبر از وقوع « نسخ » در حوزهء سنّت نبوى مىدهند ، نه در حوزهء قرآنى « 2 » و لكن تمامى ادله اعم از قرآن و سنت قطعى متواتر المعنى و اجماع و نظريهء پژوهشگران اسلامى در طول پانزده قرن ، . . . اين ادعا را مردود مىشمارد ؛ چرا كه بر خلاف ظاهر ادلهء نسخ بود ، و هيچ دليلى جز استحسان ذوقى بر اين حرف ندارند و با كشف اعجازانگيزى مدعى است كه پديدهء نسخ و جريان مباحث آن از مكتب خلفا بر مكتب ائمهء اهل بيت سرايت كرده و آنها هم در اين جريان متأثر از يهوداند « 3 » .
--> ( 1 ) ر . ك : علامه سيد مرتضى عسگرى ، پيشين ، ج 2 ، صص 293 - 295 ، وى مدعى است كه عربى لبيب از « آيه » بايد همان معناى حكمى از احكام تورات را برداشت نمايد ، نه آيه قرآنى را ، ولى بنابر سخن ايشان ، بايد گفت كه « تنها عربى لبيب » خوش فهم ، خوش ذوق ، ايشان مىباشند ؛ چرا كه تاكنون هيچ كسى چنين فهمى از واژهء « آيه » نداشته است و ايشان شاخص منحصر به فرد است . ( 2 ) ر . ك : علامه سيد مرتضى عسگرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 301 . ( 3 ) ر . ك : همان ، ج 2 ، ص 298 .